پرش به محتوا

کوچک جنگلی

شرحی بر نهضت جنگل

بایگانی

دسته بندی: اسناد

می دانیم که میرزاکوچک ، در برهه ای از حیات سیاسی خود اقدام به تاسیس هیئت اتحاد اسلام نمود که مقارن با جنگ جهانی اول بود . این هیئت اقداماتی انجام داد و با جمع آوری برخی روحانیون فعالیت هایی را سامان داد . از طرف دیگر تقریباً عامه ی تاریخ نویسان و تحلیل گران نتوانسته اند از توصیف شخصیت میرزا به عنوان فرد مذهبی خودداری کنند؛ حتی بسیاری از نویسندگان معتقدند که اختلافات پیش آمده میان میرزا کوچک خان و سران حزب کمونیست و انقلابیون سوسیالیست ، بر مبنای اعتقادات دینی عمیق میرزا شکل گرفت (ریچارد کاتم و فخرایی و دیگران ). البته در مقابل ، عده ای دیگر معتقدند اینکه میرزاکوچک نام تشکیلات سیاسی خود را هیئت اتحاد اسلام قرار دارد ، انگیزه ی سیاسی داشت ؛ چرا که مقارن جنگ جهانی اول میرزا قصد داشت از کشورهای اسلامی و جریان های مذهبی داخلی در جهت رشد نهضت جنگل استفاده کند ؛ چنانکه ترک های عثمانی هم به او اسلحه و مهمات دادند ( اسماعیل رایین ، اسماعیل جنگلی و دیگران )

میرزاکوچک جنگلی و سران نهضت

میرزاکوچک جنگلی و سران نهضت

اگراسلام گرایی میرزاکوچک جنگلی مبنا و انگیزه ای سیاسی یا غیر آن داشته باشد ، برآمده از تمایلات ایران گرایانه و میهن دوستانه وی می باشد ؛ چرا که میرزاکوچک خان در راه اعتلای وطن و نجات کشور از هیچ اقدامی فروگذار نکرده و حرکت وی با محوریت حفظ منافع ملی و هویت تاریخی کشور صورت پذیرفته است .
معمولاً چنین پنداشته می شود که ناسیونالیسم در اساس با مذهب ناسازگار است ؛ زیرا ناسیونالیسم خاص گراست و هدف محدودی را دنبال می کند ،در حالی که مذهب چنین نیست و اهداف جهانشمولی دارد . علاوه بر این، تعارض دیگری نیز بین مذهب و ناسیونالیسم فرض می شود و آن اینکه هدف ناسیونالیسم نیل به حاکمیت ملی است و با هر عاملی که این حاکمیت را محدود کند ، از جمله مذهب ، در تضاد است . این ادعا ناشی از تجربه تاریخی اروپاست ، ولی در قرن بیستم شاهد نوعی پیوند بین ناسیونالیسم و مذهب به ویژه در میان کشورهای شرقی و خصوصاً ایران هستیم .
در ایران عده ای از افراد به رغم تعهد به مذهب ، به ناسیونالیسم ابراز وفاداری کردند . این عده ، به گفته ریچاد کاتم : « در صدد سازش ارزش های ناسیونالیستی با قواعد شرعی برآمدند و مدعی شدند که ارزش های ناسیونالیستی به نحوی در دین اسلام نیز وجود دارد » میرزاکوچک خان می تواند در زمره ی کسانی باشد که کاتم توصیف می کند ؛ هر چند که او از این افراد نام نمی برد . با این توضیح که حرکت اسلام گرایانه ی میرزا نیز می تواند در راستای ریشه یابی هویت تاریخی مبنی بر آمیختگی بعد ملی با اسلمی ایران در سیر افکار و اندیشه های او قلمداد شود .
برگرفته از نشریه مطالعات ملی

منافع ملی ، در روابط خارجی کشورها ، امروزه به عنوان اصلی اساسی که تعیین کننده نوع ، میزان ، شکل و چگونگی این روابط است ، مد نظر قرار می گیرد؛ اما در قیام میرزا ، قرائتی دیده می شود که دقیقا نشانگر توجه وی به این اصل بوده است .
اسماعیل جنگلی ، از وجود اعلامیه ای خبر می دهد که با عنوان « ایرانیان موقع فداکاری است » شروع می شود و بعد از اطلاعاتی که از وضع کشور و گیلان می دهد ، چنین می گوید « باز هم می گوییم ما نه با سایرین نظر مخصوص داریم و نه با انگلیس اظهار نظر عداوت و دشمنی می کنیم برای اینکه دشمن امروزی ماست و فقط اوست که می خواهد مملکت ما راتصاحب کند ، اگر انگلیس دست از مملکت ما بردارد دیگر ما را با او چه نزاعی است ». این عبارت به خوبی نشان می دهد که سیاست جنگلی ها براساس منافع ملی بوده ، چرا که منافع ملی را برمبنای خصومت و جنگ با کشورهای دیگر دانسته و برای دشمنی و دوستی با سایر کشورها اصالت و اعتباری فراتر از منافع ملی قائل نبوده اند .
ریچارد کاتم این ویژگی قیام جنگل را با بیان دیگر و ارائه شواهدی از دیدگاههای جنگلی ها در مناسبات خارجی چنین ترسیم می کند : « میرزا کوچک خان و افرادش که به جنگلی معروف بودند ، علیه تمام دشمنان ایران قدرتمند یکسان می جنگیدند ؛ آنها با روسها جنگیدند و وقتی روسها کنار رفتند با انگلیسی ها جنگیدند . زمانی که نیروی ترکیه – آلمان آنها را تهدید کرد کهد قصد پیشروی به منطقه زیر نظارتشان را دارد جنگلی ها رعایت مصالح کشور توسط میرزا ، از قول وی می گوید : « قصد من و دوستان من استقلال کشود ، انجام اصلاحات و تقویت حکومت مرکزی است » و ادامه میدهد که او (میرزا) رسماً از تجربه گیلان اظهار تاسف کرد و وعده داد به محض آنکه حکومت مرکزی خود را اصلاح کند و قرارداد ۱۹۱۹ را لغو نماید ، گیلان به وضع اداری گذشته ی خود بر خواهد گشت . در اینجا ، میرزا شرط عقب نشینی از مواضع خود را به لغو جریانی مربوط می کند که تداوم آن منافع ملی کشور رابه خطر انداخته است .
در یکی از نامه های میرزاکوچک خان به مدیوانی (یکی از رهبران کودتاچی که وابسته به کادر مرکزی حزب کمونیست شوروی بود .) پس از توضیحات نسبتاً مفصلی در خصوص اتخاذ شیوه های عملی و مواضع سیاسی خود تاکید می کند که همه ی امتیازات سیاسی اعم از خارجی و داخلی را فقط به این دلیل رد کرده که به مصالح عامه و مافع جمعی توجه داشته است ؛ در بخشی از این نامه آمده است « به درستی و راستی و بی هیچ آلایش قدم های مقدس انقلاب را برداشتیم ، انگلیسی ها و دولت نیکلایی ، سلطنت و حکومت ، امتیازات و ریاست همه را پشت پا زدم فقط به توجه عامه ، احساسات عامه و مقبولیت عامه که همین ها آخر الامر فساد و دروغ های رفقای شما را باید واضح کند ، متکی بوده و هستیم .» در این موارد به وضوح ، تکیه بر منافع ملی به جای در پیش گرفتن روش های جذمی و افراطی دیده می شود .

دو واژه استقلال و تمامیت ارضی نیز در ادبیات مبارزاتی و سیاسی قیام جنگل و تأکیدهای فراوان میرزاکوچک خان دیده می شود .
میرزا کوچک جنگلی در یکی از نامه هایی که به لنین نوشته ، می گوید : « ما معتقدیم که قدم اول را برای آزادی در ایران برداشته ایم لیکن خطر از جانب دیگر به ما روی آورده است که هیچوقت به مقصود نخواهیم رسید زیرا به جای مداخله ی یک دولت خارجی که تاکنون وجو داشته ، مداخله ی  دولت خارجی دیگر شروع شده است . »

از متن نامه چنین استنباط می شود که تمامیت ارضی ایران و دورنگه داشتن کشور از مداخله اجانب ، از مهمترین  جنبه های قیام میرزا کوچک خان بود و به رغم مخالفت با بسیاری از اندیشه ها و افکار لنین و تروتسکی ، در مورد تسلط ملت ها بر مقدرات حکومت خود ، به روشنی گفته خود در مقام اجرای آنها بر آمده است . از این رو در نامه به مدیوانی که از سران انقلابیون کودتای سرخ بود ، می گوید : « من استقلال ایران را خواهانم و بقایای اعتبارات کشور را طالبم ؛ آسایش ایرانی و همه ی ابناء بشر را بدون تفاوت دین و مذهب   شایقم من بیانات لنین و تروتسکی و سایر زمامداران عاقل را که گفته اند هر ملتی باید مقدراتش را خود در دست بگیرد ، قبول داشته در مقام اجرایش هستم ، هر کس که در امور داخلیمان مداخله کند او را در حکم انگلیس و نیکلا و درباریان مرتجع ایران می شناسیم . من آلت دست قوی تر از شما نشده ام چه رسد به شماها »

چند تن از مجاهدین نهضت جنگل

چند تن از مجاهدین نهضت جنگل

به رغم این مواضع محکم و روشن در مقابل روس ها ،به گفته دولت آبادی ، میرزا کوچک خان در مقام انتخاب میان راههای موجود ، ناچار از انعقاد قرارداد با بلشویک ها شد . از نظر میرزا کوچک جنگلی در صورت حصول به هویت ایرانی، بخش اعظمی از مشکلات مردم ایران مرتفع می شد . اینکه در مقابل کشورهای متجاوزی همچون روسیه و انگلیس بتوان استقلال مملکت را حفظ نمود و از ایجاد خدشه به تمامیت ارضی آن جلوگیری کرد یکی از ایده آلهای میرزا بود  و اگر در مقام مقایسه بر آییم ، کلیت ناسیونالیسم ایرانی در زمان حاضر نیز توجه زیادی به همین فرآیند دارد . علاوه بر این ، اسناد دیگری از تأکیدات شدید جنگلی ها در ارتباط با استقلال خواهی وجود دارد که بیان آنها کمک شایانی به اثبات موضوع می کند . ابراهیم فخرایی ، به نقل از روزنامه جنگل در مورد استقلال خواهی جنگلی ها می گوید : « ما قبل از هر چیز طرفدار استقلال مملکت ایرانیم ، استقلالی به تمام معنی کلمه بدون اندک مداخله هیچ دولت اجنبی ، اصلاحات اساسی مملکت و رفع فساد تشکیلات دولتی ، که هر چه بر سر ایران آمده از فساد تشکیلات است .» وی به نقل از همین روزنامه و در مورد دیدگاه جنگلی ها در خصوص تمامیت ارضی ایران می نویسد : قیام جنگلی ها برای تقویت دولت و حفظ مملکت کاملاً موجه است ، جنگل وقتی اسلحه را از خود دور می کند که مطمئن شود افراد ایرانی از تطاول متعدیان خارجی و همکاران داخلی حائز اهمیت و واجد رفاهیت گردیده است . آمال قیلی جنگلی ها و مرام واقعی آنها افتتاح مجلس شورای ملی ، استحکام مبانی مشروطیت ، راحتی ملت و محو ظلم و استبداد و قطع ریشه ای خیانت و مصونیت وطن از تعرض دشمنان است .
جمله ی اخیر یعنی « مصونیت وطن از تعرض دشمنان » ، وقیقاً ناظر به توجه جنگلی ها به تمامیت ارضی ایران و دفاع از آن است . اگر دقت بیشتری در کلمات و واژگان بکار رفته در رفازهای مختلف جملات بالا شود ، مشخص خواهد شد که بیشتر آنها از مبانی اندیشه های سیاسی جدید و از اهداف انقلاب مشروطیت هستند که همخوانی معنی داری با ادبیات سیاسی معاصر جهان دارند .
تتمه: شنبه هفته ی گذشته پانزدهم خرداد ماه مصادف با سالروز شکل گیری قیام نهضت جنگل علیه قوای بیگانه به رهبری میرزاکوچک جنگلی بود . همانطور که میدانیم نهضت جنگل و قیام جنگلی ها  به رهبری میرزاکوچک جنگلی در سال ۱۲۹۴آغاز و تا سال ۱۳۰۰ ادامه داشت . نهضت جنگل توسط گروهی که اعضای آنرا عده ای از سران هیئت اتحاد اسلام در گیلان و ایران  پایه و بنیانگذاری شد . همانطور که از موضوع این پست بر می آید ؛ یکی از خواسته ها و مطالبات سران نهضت جنگل و جنگلی ها استقلال خواهی بود . نهضت سعی داشت تا آرامش ، آزادی ، رفاه ، امنیت و …. را برای مرم عادی مهیا کند که البته در برهه از زمان نیز موفق بود ، اما رفته رفته پس از گرایشات و انحرافات برخی از سران ، این نهضت با شکست مواجه شد ، اما قیام و شورش جنگلی ها حتی پس از شهادت میرزا کوچک همچنان ادامه داشت . ای کاش در کنار سایر مناسبت ها در روز پانزدهم خردادماه ( که البته مهم هم هستند ) به این اتفاق مهم تاریخی کشورمان در رسانه اشاره شود .

کلنل پسیان

کلنل پسیان

اجداد نظامی پسیان که از دوستان امیرکبیر بودند ، آن قدر به پرچم ایران علاقه داشتند که تمام زندگی خود زمین های از دست رفته در قفقاز را به سبب قرار داد ترکمانچای رها کنند و بیایند این طرف مرز و بچه هایشان را بفرستند همان مدرسه ای که آقازاده های بی کفایت قاجاری می روند . در این میان محمد تقی توانست لیاقت خود را بیشتر از بقیه اثبات کند و با توجه به سابقه خانواده اش وارد مدرسه نظامی تهران شد . چند سال بعد پسیان که دیگر یاور (سرگرد) شده بود با یک گردان توانست امنیت راه های همدان را حفظ کند .پسیان در همین ایام جوانی سرگرم زندگی کوچک خود بود که ناگهان غول نظامی شرق را در مقابل دروازه های همدان دید . حکومت مرکزی که توان درگیری با روسیه را نداشت حاضر شد قوای مورد نیاز پسیان را در اختیار او قرار دهند تا او با راه اندازی جنگ شهری به نام « مصلی » بتواند با گرفتن تلفات از قوای روس ، حرکت آنها به سمت تهران را متوقف کند . اما کارشکنی های سیاستمداران و پناهنده شدن دولت موقت به عثمانی ، همه ی زحمات او را به باد و او به بهانه ی بیماری ورم کبد راهی آلمان شد . جای که یندنبرگ فرمانده ی مشهور آلمانی منتظر فرمانده جوان و شجاع ایرانی بود . او به پسیان علوم نظامی را آموخت و او را اولین خلبان ایران کرد . پسیان بعد از مدتی خدمت در ارتش ایران به فرماندهی نظامی خراسان منصوب شد . تا در کنار انگلیسی ترین نیروی تاریخ معاصر ایران ـ قوام السلطنه ـ قرار بگیرد . عهدنامه بین این دو خیلی دوام نیاورد و پسیان به سبب ظلمی که قوام به مردم می کرد نیرویی مردمی به حساب می آمد . پسیان از نارضایتی قاجاریه از قوام به سبب براندازی حکومت قاجاریه کمال استفاده را کرد و او را کَت بسته یه زندان عشرت آباد فرستاد . اما انگلیسی ها قوام را با کودتای رضاخان از زندان به نخست وزیری رساندند . بقیه ماجرا ساده است . سربازان پسیان در جنگ قوچان فرمانده خود را تنها گذاشتند تا با جدا کردن سر از بدن نیمه جانش پیکر او را به باغ نادری بیاورند . مورخ ها معتقدند که اگر پسیان به ندای اتحاد میرزا کوچک خان پاسخ مثبت داده بود ، دیگر حکومت مرکزی توان مقابله با انها را نداشت .

پی نوشت : دهم مهرماه مصادف است با قتل کلنل محمد تقی خان پسیان  .

به نقل از مجله همشهری جوان

اکبر مشعوف
ولادیمیر ایلیچ اولیانوف مشهور به لنین در ۲۲ آوریل ۱۸۷۰ در شهر کوچک سیمبیرسک واقع در حاشیه ولگا به دنیا آمد. او پسر دوم خانواده‌ای با سه پسر و سه دختر بود. دوران کودکی را در شهرهای سیمبیرسک، کازان و سامارا سپری کرد. پدرش ایلیا-اولیانوف ناظم مدرسه ابتدایی شهر بود. در سال ۱۸۸۷ برادرش الکساندر را به اتهام دخالت در سوء قصد به جان تزار الکساندر سوم به دار آویختند. در سال ۱۸۸۸ که تقریباٌ در همان زمان به نام لنین معروف شد، با اندیشه‌های مارکس معجزه سیاسیو انگلس مبنی بر این که متلاشی شدن کاپیتالیسم در دنیای پیشرفته و صنعتی اجتناب‌ناپذیر خواهد بود آشنا شد. در سال۱۸۹۱ از دانشکده حقوق سن‌پترزبورگ فارغ‌التحصیل شد.
لنین دریافته بود که برای دستیابی به انقلابی عظیم به کمک انقلابیون حرفه‌ای نیاز دارد برای همین به سویس رفت تا با جورجی پلخانوف تبعید شده، ملاقات نماید. سپس به دیدار دیگر طرفداران اصلاحات سیاسی که در پاریس و برلین اقامت داشتند، شتافت. در سال ۱۸۹۶ موقع بازگشت به روسیه دستگیر و به سیبری تبعید شد. در دوران تبعید با دختری به نام «نادژدا-کرپسکایا » (nadezhda krupskaya) ازدواج کرد که حاصل آن فرزندی در برنداشت. لنین پس از آزادی در سال ۱۹۰۰، روسیه را ترک کرد و در سال ۱۹۰۲ در زوریخ روزنامه جرقه را انتشار داد. در جریان انقلاب ۱۹۰۵به روسیه بازگشت ولی پس از شکست نهضت به فنلاند گریخت.
در سالهای تبعید به سازماندهی حزب خویش پرداخت و نظریات خود را از طریق مقالاتش در روزنامه جرقه انعکاس می‌داد. ۱
لنین پس از پیروزی انقلاب روسیه در ۱۶ دسامبر۱۹۱۷ (۲۵ آذر ۱۲۹۶) اعلامیه‌ای خطاب به مسلمانان روسیه و مشرق زمین منتشر کرد «… ما اعلام می‌کنیم که عهدنامه سری راجع به تقسیم ایران محو و پاره گردید و همین که عملیات جنگی خاتمه یافت قشون روس از ایران خارج می‌شود و حق تعیین مقدرات ایران به دست ایرانیان تامین خواهد گردید».
بحثهایی که پس از انتشار پیام لنین درگرفت و ادامه رفتار نامناسب سربازان روس در ایران باعث شد مدتی بعد تروتسکی کمیسر امور خارجی دولت بلشویکی در نامه‌ای به شارژدافر ایران در سن‌پترزبورگ بار دیگر بر مواضع لنین تاکید کند «… موافق نص‌صریح اصول سیاست بین‌المللی که در کنگره ثانی کمیسرهای ممالک روسیه در ۲۶ اکتبر ۱۹۱۷ مقرر شده است شورای کمیسرهای ملت روس اعلام می‌دارند که معاهده فوق‌الذکر نظر به اینکه بر علیه آزادی و استقلال ملت ایران بین روس و انگلیس بسته شده به کلی ملغی و تمام معاهدات سابق و لاحق آن نیز که هر جا حیات ملت، آزادی و استقلال ایران را محدود نماید از درجه اعتبار ساقط خواهد بود… » صمیمانه امیدوارم موقع آن نزدیک شده باشد که ملل دنیا حکومتهای خود را به جلوگیری از تجاوزات نسبت به ملت ایران وادار و موانع توسعه قوی و ترقی آزادانه مملکت مزبور را مرتفع نمایند به هر حال شورای کمیسرهای ملت روس فقط روابطی را با ایران معتبر می‌داند که مبنی بر تعهداتی به رضایت طرفین و احترامات بین دو دولت باشد». ۲ انقلاب روسیه، اعلامیه لنین و نامه تروتسکی، در ایران مورد استقبال فراوان قرار گرفت به‌ طوری که محمدتقی بهار آن را «معجزه سیاسی» نامید. در این دوران، شوروی جدید برای استقلال‌طلبان ایرانی یک همپیمان و دوست وانمود می‌شد. برای همین وقتی ناوگان ارتش سرخ در ۱۸ مه ۱۹۲۰ (۲۸ اردیبهشت ۱۲۹۹) به بهانۀ تعقیب روسهای ضد انقلاب وارد انزلی شد و شهر را تصرف کرد هر چند میرزا و یارانش در همکاری با ارتش سرخ تردید داشتند ولی امیدوار بودند بتوانند از شرایط جدید برای مبارزه با انگلستان استفاده کنند. میرزا به دعوت فرمانده ارتش سرخ شوروی وارد انزلی شد و پس از چند دوره مذاکره سیاسی، به توافقنامه نه مادّه‌ای دست یافتند.
۱٫ عدم اجرای اصول کمونیزم از حیث مصادرۀ اموال و الغای مالک