کوچک جنگلی

شنبه ۳ آذر ۱۳۸۶

روزنامه جنگل

ارسال شده توسط : ا.شادمهر در دسته : اسناد | تاریخ | کوچک جنگلی

نشریه سنگی حاوی افکار و عملیات جنگلی ها که هفته ای یک بار در کسما طبع و انتشار می یافت جنگل نام داشت . این روز نامه که به خط علی حبیبی و مساعی وی به وجود آمده بود ، مطابق کلیشه ای که در بالا ملاحظه می شود ؛ زیر نظر غلامحسین نویدی کسمائی اداره می شد و از شماره دوم به بعد حسین کسمائی مجاهد معروف دوران مشرطیت ، مدیدیتش را به عهده گرفت . در سرلوحه روزنامه ، این جملات خوانده می شد ( نگهبان حقوق ایرانیان و منور افکار اسلامیان ) حسین کسمائی تا شماره ۱۳ رسما مدیر روز نامه بود ولی از شماره ۹ به بعد عملا کناره گیری نمود و اداره اش مجددا به نویدی « مدیر سابق » واگذار شد . در شماره اول این روزنامه ، تسریع جریان انتخابات مربوط به دوره چهارم تقنینیه و گشایش مجلس شورای ملی از « شاه » تقاضا گردید. در شماره دیگر فوت علی قلی خان بختیاری (سردار اسعد ) اعلام و اظهار تاسف شد و به مردم گیلان توصیه گردید که مجالس ختم و فاتحه تشکیل دهند .

لوگوی معروف روزنامه جنگل - متعلق به نهضت جنگل

لوگوی معروف روزنامه جنگل - متعلق به نهضت جنگل




در همین مورد بخوانید:

بازگشت به صفحه اصلی

بدون هیچ پاسخ برای "روزنامه جنگل"

فرم ارسال دیدگاه


درباره اینجـا



سعی می کنیم در این وبلاگ گوشه ای از اقدامات نهضت جنگل را بازگو کنیم در این فرصت از فیلم و نماهنگ و موسیقی گرفته تا متن و مقاله و شعر استفادده میکنیم ، تا شاید رضایت خاطر شما مخاطب محترم را بدست آوریم .همینجا اشاره میکنم که غالب مستندات این وبلاگ مربوط به کتاب سردار جنگل نوشته ی استاد ابراهیم فخرایی ست .قبلاً در بلاگفا با همین نام وبلاگی داشتم ، آرشیوی که اینجا مشاهده میکنید متعلق به همان وبلاگ است. در راه اندازی اینجا برادر ارجمندم محمّد جواد کمک و راهنمایی های بسیار نمود . از او نیز بسیار سپاسگزارم . دست کمک و یاری به سوی شما دراز می کنم ، به خصوص اینکه این وبلاگ هنوز اشکالاتی دارد و کامل نیست . از این اینکه وقت نازنینتان را در وبلاگ ما سپری می کنید بی نهایت سپاسگزاریم .

مکاتبه با مدیریت وبلاگ : kochakejangali@gmail.com

شهریور ۱۳۸۹
ش ی د س چ پ ج
« مرداد    
 ۱۲۳۴۵
۶۷۸۹۱۰۱۱۱۲
۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹
۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶
۲۷۲۸۲۹۳۰۳۱  

RSS وبلاگ ترمه

  • مرد گمنامِ هور سردار علی هاشمی
    کار سختی است فهمیدن حال این مادرهیچ وقت از نزدیک با حال و روز مادران شهدا آشنا بوده اید؟ نه فقط مادران شهدا ، هر کس را که عزیزی از دست داده و داغی بر دل دارد ، زیر نظر گرفته اید؟ حتماً دیده اید . اگر ندیده باشید هم احتمالاً از دوست و آشنا شنیده اید که مزار چقدر تسکین می دهد داغدیده را . وقتی می رود و می نشیند بالای سر قبر و دلش را سبک می کند . با آن کسی که ی […]
  • حماسه میلیونی 22 خرداد
    دوشنبه هجدهم خرداد ماه پارسال بود که متوجه شدم که حامیان دکتر احمدی نژاد قرار است در مصلی تهران گرد هم بیایند . این شد که با دوستم هماهنگ کردم و قرار شد او از تهران و من از کرج به سمت مصلی حرکت کنیم . یک ربع قبل از من دوستم از منزل پدرخانم اش که در حوالی آزادی بود حرکت کرد . من هم تصمیم گرفتم مسیر کرج تا مصلی را با مترو طی کنم . تقریبا در مسیر با دوستم در تم […]
  • خوشبختی
    عزیز من !خوشبختی ، نامه ای نیست که یکروز، نامه رسانی ، زنگِ درِ خانه ات را بزند و آن را به دستهای منتظر تو بسپارد . خوشبختی ، ساختن عروسک کوچکی ست از یک تکّه خمیرِ نرمِ شکل۟ پذیر ... به همین سادگی ، به خدا به همین سادگی ؛ امّا یادت باشد که جنس آن خمیر باید از عشق و ایمان باشد نه هیچ چیز دیگر ...خوشبختی را در چنان هاله یی از رمز و راز ، لوازم و شرایط، اصول و […]
  • خرمشهر شقایقی خون‌رنگ
    به سرم زد كه نامه بفرستم به تو كه پلك هات سنگین استچشم هایم به واقعیت ها بی تو اما همیشه بدبین استمن تصور نمی كنم هرگز پدرم توی جنگ مرده ولیمادرم گفته شهر می داند، روح بابا كنار پوتین استمادرم خواب دیده است شبی كه خدا مثل قبل می آیدخواب هم اتفاق روزانست، مادر من زنی خوش آیین استمن به همراه خاطرات قشنگ، دُور تا دُور شهر می گردمپدرم شد شهید راه خدا، این شهادت […]
  • امشب ز پشت ابرها بيرون نيامده ماه
    از خانه بیرون می زنم اما کجا امشبشاید تو می خواهی مرا در کوچه ها امشبپشت ستون سایه ها روی درخت شبمی جویم اما نیستی در هیچ جا امشبمی دانم آری نیستی اما نمی دانمبیهوده می گردم بدنبالت ، چرا امشب ؟هر شب تو را بی جستجو می یافتم امانگذاشت بی خوابی بدست آرم تو را امشبها ... سایه ای دیدم شبیهت نیست اما حیف ای کاش می دیدم به چشمانم خطا امشبهر شب صدای پای تو می آمد ا […]