کوچک جنگلی

پنجشنبه ۱۲ آذر ۱۳۸۸

مقبره میرزا کوچک جنگلی در رشت

ارسال شده توسط : ا.شادمهر در دسته : اخبار | عکس | کوچک جنگلی

واقع ماجرا این است که قرار بود این پست را دیروز به روز کنم . ولی از آنجا که دیروز مشکلی برایم پیش آمده بود و حالم خوب نبود ، امکان اینکه اینجا را به روز کنم نبود . ازاین بابت متاسفم وعذرخواهی می کنم . تلویزیون تقریبا از یک ماه پیش در بین تیزرهایش برای تبلیغ شبکه یک از تصاویر جدید والبته زیبای آرامگاه میرزا کوچک خان استفاده می کند .این اتفاق را باید به فال نیک گرفت .  اما نکته جالب اینکه تمام دیروز هیچ خبرو برنامه ای دباره ی سالروز شهادت میرزا در تلویزیون نبود، حتی در حد یک اشاره . بگذریم ( همانطور که همیشه گذشتیم ) همانطور که میدانید آرامگاه میرزا کوچک جنگلی در سلیمانداراب رشت از بعد از انقلاب  با یک مقبره از سایر قبور مشخص شده بود . این مقبره تا حدودی به یک نماد تبدیل شد . از مدتی قبل مسئولین به این فکر افتادند تا این مفبره و محوطه ی اطراف را ساماندهی کنند . که البته این کار به خوبی انجام شد . من طی مسافرتی که اخیرا به گیلان داشتم به مزار میرزا هم رفتم . معماری و اصالت گیلانی و همچنین حفظ طراحی قبلی در بنای جدید نیز رعایت شده بود  و چیزی که اضافه شده بود رنگ قرمز آجرهای بنا بود که البته در گیلان قدیم مرسوم بود . در قسمت سقف از چوب به طرز بسیار عالی استفاده شده بود که به زیبایی بنا افزوده بود . در داخل و بالای ستونها آیه شریفه ی « و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا … » نوشته شده . در هر صورت آنچه که بنده دیدم زیبا بود و خواستم از همین جا از مسئولین مربوطه تشکر کنم . انشااله در خصوص مزار دکتر حشمت نیز چنین اقدامی را شاهد باشیم .

نمای داخل مقبره میرزا کوچک خان - رشت ، سلیمانداراب ، آذر 88

نمای داخل مقبره میرزا کوچک خان - رشت ، سلیمانداراب ، آذر ۸۸

لطفا برای دیدن بقیه تصاویر و مطالب ادامه مطلب را مطالعه کنید :

مطالعه ادامه مطلب »

سه شنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۸

میرزا تنهــا بود

ارسال شده توسط : ا.شادمهر در دسته : کوچک جنگلی

امسال هم مثل سالهای پیش مراسمی برای میرزا کوچک برگزار می گردد - رشت سلیمانداراب-آذر88

امسال هم مثل سالهای پیش مراسمی برای میرزا کوچک برگزار می گردد - رشت سلیمانداراب-آذر۸۸

فردا یازدهم آذر ماه مصادف است با هشتاد و هشتمین سالگرد شهادت میرزا کوچک جنگلی . یاد و خاطره ی سردار همیشه ی جنگل را گرامی میدارم . بنده در این وبلاگ به نقل از کتب یا وبلاگ های دیگر بسیار درباره نهضت جنگل و میرزا و یارانش نوشته ام . نمی دانم موفق بوده ام یا نه ولی سعی کرده ام در سخت ترین شرایط این وبلاگ را زنده و سرپا نگهدارم . میرزا کوچک را مثل خیلی ها منحصر به آذر ماه نکردم و تلاشم بوده تا در تمامی ماهها مطلبی در باره ی او و نهضتش نوشته باشم . با این وجود هنوز احساسم این است در این مقوله در ابتدای راه هستم . امیدوارم بعد از این بتوانم بیشتر از این در خدمت این وبلاگ و دوستان باشم . مطالب خوبی این روزها درباره میرزا کوچک خان نوشته شد و البته بنده بعضی از آنها راخواندم و از این بابت خوشحالم . من قصد کار مناسبتی را ندارم و فقط به یکی دو جمله فعلا بسنده میکنم . میرزا مرد میدان بود و مرد عمل . درد وطن و درد مردم داشت . مسلمان بود و مسلمان را درک می کرد . … میرزا اگر چه کوچک جنگلی ها بود ولی سردا بزرگ جنگل بود . میرزا مردمی بود اما تنها بود ، تنهــــــــا ماند .

آرامگاه میرزا کوچک خان جنگلی - رشت - آذر 88

آرامگاه میرزا کوچک خان جنگلی - رشت - آذر ۸۸

مطالعه ادامه مطلب »

دوشنبه ۹ آذر ۱۳۸۸

میرزا مردِ میدان بو – با صدای زنده یاد شیون فومنی

ارسال شده توسط : ا.شادمهر در دسته : دانلود | شعر

پیکره ی میرزا کوچک جنگلی
پیکره ی میرزا کوچک جنگلی – رشت ، سلیمانداراب ، مزار میرزا کوچک جنگلی – آذر ۱۳۸۸

موزِر دَبَسته دانه میرزا مردِ میدان بو
نه من ، نه تو که اَمی خانه سبزِمیدان بو

نیشه می داغ َ مَنستان سفیدرودا خاطر
که لاله اونِ خونِ دیل خروشان بو

اویه که پَر فوکونه واشکِ هراس ، کُوتر
جوخوفته کو سر ِ کبکانه ره خروس خوان بو

پائیزکه ناجیه رختا درختِ تن داشتی
اَ باغ رِ اون ِ سایه اَرَش واگردان بو

پرنده بو که بهارا اَرا اورا بوردی
ایی وار به کویِ کمندان ، ایی وار به گیلان بو

هوجور که باد بزنه خیزرانَ مُردابا
همیشه خواب اونه شین جنگلِ پریشان بو

ورای دانه نو بو ، تا خو را به داما کشه
انَر تُرنگِ شکاربان هَه خلق ایمان بو

به دونیا زنده نانستی ، نه شیخا ، نه شایا
خو آسمانِ ستاره ، خو سفره ، رِ نان بو

نفس دایی اَ هوا رِ ، نفس نفس گوفتی
گیلانِ حافظِ جان هوت ِ جوانان بو

چره گی میرزایا خان ، خان اونه کوچیکا کونه
اونی که رعیتَ خونَ بوخوردبو ، خان بو

ورق ورق تَره تاریخا چی دهه ایشتاو
گیلان مَشتِگی الان ، می خانه آبدان بو

به خون بینیشته غروب دم ایتا زمستان روز
گیلانِ خلقِ ستاره می کاس چومان بو

چره گولاز نوکونه شاعرانِ جی شیون
تی وصفِ حالِ رِ وختی قلم به فرمان بو

موزر دَبَسته دانه میرزا مردِ میدان بو
نه من ، نه تو که اَمی خانه سبزِمیدان بو

دانلود این شعر با صدای زنده یاد شیون فومنی

حجم ۵٫۳ MB

چهارشنبه ۲۷ آبان ۱۳۸۸

رفاقت و خیانت – احسان الله خان

ارسال شده توسط : ا.شادمهر در دسته : تاریخ | حکایت و روایت

احسان الله خان دوستدار

احسان الله خان دوستدار

قبل از این از سرگذشت و سرنوشت خالو قربان اینجا نوشتم . در ذیل همان پست هم گفتم که اگر عمری باشد از سایر سران جنگل در این وبلاگ خواهم نوشت . در این پست سعی میکنم تا اندگی از احسان الله خان ، از سران اصلی نهضت جنگل بنویسم . کسانی که خیلی کم هم با نهضت جنگل و قیام سردار جنگل آشنایی دارند، به محض شنیدن نام احسان الله خان یاد گرایش کمونیستی او می افتند. خیلی ها او را مقصر انحراف نهضت جنگل به سمت روسیه می دانند . نام اصلی او احسان الله خان دوستدار اصالتاً ساروی بود . خانواده ی او را منتسب به بهایئت دانسته اند . نخستین فعالیت های انقلابی او را می توان در پیوستن به « انجمن حقیقت » از انجمنهای مشروطه خواهی ساری دید . وی حتی در زمره مجاهدینی بود که درماجرای قیام گیلان بر علیه محمدعلی شاه و فتح تهران حضور داشتند . پس از شروع جنگ جهانی اول ، وی مدتی را در کرمانشاه به سر برد در ان زمان رضا قلی خان نظام السلطنه رییس دولت موقت در کرمانشاه بود که پس از مدتی به دلیل اختلاف با وی ، به تهران بازگشت. او بعد از این در تهران عضو « کمیته مجازات » شد و حتی برای نشان دادن لیاقت خود دست به ترور زد و میرزا حسن مجتهد را ترور کرد . اما اوضاع برای او سخت تر شد ؛ با فروپاشی کمیته مجازات و دستگیری اعضا ، احساس خطر کرد . از اینجا بود که زندگی او با نهضت جنگل پیوند می خورد . احسان الله خان از ترس اینکه مبادا وی را به جرم عضویت در کمیته مجازات دستگیر کنند به رشت که آن موقع در دست جنگلی ها بود فرار کرد و به میرزا پناه برد . مسبب این آشنایی دوستِ مشترک او میرزا محمود رضا بود . محمود رضا از دوستان نزدیک و همشاگردان میرزا کوچک جنگلی بود ، او معمم و از طلاب مسجد جامع رشت ، جایی که میرزا در زمان طلبگی همانجا با همدرس بود . بنابراین از همین موضوع  می توان پی برد احسان الله خان از همان ابتدا با جنگلی ها نبود و بعد از این بود که با جلب کردن نظر میرزا به عضویت ستاد ارتش انقلاب در آمد . رفتار و افکار او از آنجا که تحت تاثیر افکار تند و انقلابی بلشویکها قرار داشت با روحیه ی طلبه گی ، مذهبی و ناسیونالیستی میرزا سازگاری نداشت . کارهای او و خود محوریش باعث شد تا بین سران اصلی جنگل اختلاف شکل بگیرد . رفاقت او با میرزا و نهضت جنگل ، قبل از اینکه این رفتار و کردار او به اوج خود برسد پایان یافت . بعد از این میرزا کوچک خان به حالت قهر رشت را ترک کرد و به گوراب زرمخ رفت . احسان الله خان که همچنان بر افراطی گری خودش اصرار داشت با حمایت کمونیستهای افراطی کودتای سرخ را بر پا کرد . کمیته ای جهت اداره ی امور جمهوری گیلان تشکیل داد . این کمیته نه تنها بهبودی در اوضاع ایجاد نکرد بلکه باعث تضعیف جنگل و روحیه مردم شد .خیانت و کارشکنی احسان الله خان که گرایشش به اجنبی بر همه ثابت شده بود ، اوضاع را پیچیده کرد . اوضاع به حدی خراب و بحرانی شد که کار به نزاع و جنگ بین جنگلی ها و کودتاچیان رسید . نتیجه جنگ به نفع جنگلی ها نبود ولی کودتاچیان می دانستند بدون در دست داشتن جنگل و نیروی جنگلی کاری از پیش نمی برند . همین طور هم شد ، مدتی نگذشت که قوای دولتی به آنها حمله کرد و آنها و بلشویکها را وادار ساخت که دست دوستی به سمت میرزا کوچک جنگلی دراز کنند .

شخص معمم : محمودرضا دوست مشترک میرزا و احسان الله خان - نفر وسط ایستاده : احسان الله خان

شخص معمم : محمودرضا دوست مشترک میرزا و احسان الله خان - نفر وسط ایستاده : احسان الله خان

با میانجیگری حیدر خان عمواغلی که از طرف حزب کمونیست قفقاز مامور به این کار شده بود ، میرزا کوچک جنگلی و احسان الله خان با عناوینی چون سر کمیسر و کمیسر در کنار هم تشکیل دولت دادند ولی خودسری های احسان الله خان باعث شد تا پس دو ماه برکنار شود . پس از این ، او حتی تصمیم به فتح تهران گرفت که البته با شکست مواجه شد .
این اوضاع نابسامان همچنان ادامه داشت ، قوای دولتی و در راس آنان سردار سپه ( رضاخان ) نامه های تامین را به سوی سران جنگل سرازیر کردند . خیلی ها از جمله حاجی احمد کسمایی ، خالو قربان ، معین الرعایا با همین تامین نامه ها بود که دست از همکاری با کوچک جنگلی برداشتند و او را در سخت ترین شرایط تنها گذاشتند . اوضاع برای کمونیستهای جنگل فرق می کرد . آنها این اجازه را داشتند تا به شوروی مهاجرت کنند و در آن جا به اصطلاح در امان باشند احسان الله خان هم با عده ای از جمله رضا خواجوی ( معزالسلطنه) ، سید ابوالقاسم ذره ، سید عبدالحسین حسابی ، احمد مسافر (انف) ، ابراهیم امینی ، حسینی درجزی ، علی اکبر ناصری ، عبدالحسین معزالسلطان ، آشوری و لادبن  به باکو رفت و در آنجا به اتفاق بقیه ،حزبی به نام « کمیته آزاد کننده ایران » تشکیل دادند .
احسان الله خان هم سرنوشتی شبیه خالوقربان داشت .سرانجام او را پس از آن همه خدمت به دولت شوروی ، به جرم عامل انگلیس بودن دستگیر کردند.  او حتی در دوران بازداشت برای مقامات عالیرتبه شوروی نامه هایی برای یادآوری خدماتش نوشت نوشت ولی تمام نامه هایش بی جواب ماند . سر انجام در روز ۱۹ اسفند ۱۳۱۷ محاکمه و در همان روز اعدام شد .

جمعه ۱۰ مهر ۱۳۸۸

کلنل پسیان

ارسال شده توسط : ا.شادمهر در دسته : اسناد | تاریخ

کلنل پسیان

کلنل پسیان

اجداد نظامی پسیان که از دوستان امیرکبیر بودند ، آن قدر به پرچم ایران علاقه داشتند که تمام زندگی خود زمین های از دست رفته در قفقاز را به سبب قرار داد ترکمانچای رها کنند و بیایند این طرف مرز و بچه هایشان را بفرستند همان مدرسه ای که آقازاده های بی کفایت قاجاری می روند . در این میان محمد تقی توانست لیاقت خود را بیشتر از بقیه اثبات کند و با توجه به سابقه خانواده اش وارد مدرسه نظامی تهران شد . چند سال بعد پسیان که دیگر یاور (سرگرد) شده بود با یک گردان توانست امنیت راه های همدان را حفظ کند .پسیان در همین ایام جوانی سرگرم زندگی کوچک خود بود که ناگهان غول نظامی شرق را در مقابل دروازه های همدان دید . حکومت مرکزی که توان درگیری با روسیه را نداشت حاضر شد قوای مورد نیاز پسیان را در اختیار او قرار دهند تا او با راه اندازی جنگ شهری به نام « مصلی » بتواند با گرفتن تلفات از قوای روس ، حرکت آنها به سمت تهران را متوقف کند . اما کارشکنی های سیاستمداران و پناهنده شدن دولت موقت به عثمانی ، همه ی زحمات او را به باد و او به بهانه ی بیماری ورم کبد راهی آلمان شد . جای که یندنبرگ فرمانده ی مشهور آلمانی منتظر فرمانده جوان و شجاع ایرانی بود . او به پسیان علوم نظامی را آموخت و او را اولین خلبان ایران کرد . پسیان بعد از مدتی خدمت در ارتش ایران به فرماندهی نظامی خراسان منصوب شد . تا در کنار انگلیسی ترین نیروی تاریخ معاصر ایران ـ قوام السلطنه ـ قرار بگیرد . عهدنامه بین این دو خیلی دوام نیاورد و پسیان به سبب ظلمی که قوام به مردم می کرد نیرویی مردمی به حساب می آمد . پسیان از نارضایتی قاجاریه از قوام به سبب براندازی حکومت قاجاریه کمال استفاده را کرد و او را کَت بسته یه زندان عشرت آباد فرستاد . اما انگلیسی ها قوام را با کودتای رضاخان از زندان به نخست وزیری رساندند . بقیه ماجرا ساده است . سربازان پسیان در جنگ قوچان فرمانده خود را تنها گذاشتند تا با جدا کردن سر از بدن نیمه جانش پیکر او را به باغ نادری بیاورند . مورخ ها معتقدند که اگر پسیان به ندای اتحاد میرزا کوچک خان پاسخ مثبت داده بود ، دیگر حکومت مرکزی توان مقابله با انها را نداشت .

پی نوشت : دهم مهرماه مصادف است با قتل کلنل محمد تقی خان پسیان  .

به نقل از مجله همشهری جوان


  • ANZAL Doust: مبارزه با دیکتاتوری , ستم طبقاتی و اداره امور گیلان توسط اهالی ان, اهداف مقدس میرزا
  • محسن: خسته نباشی و خدا قوت این تلاش های شما جدا شایسته تقدیر است. دو سه مطلب جسته و گریخته
  • ali: باید موضوعات رابیشتر کنید ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ به روی چ

درباره اینجـا



سعی می کنیم در این وبلاگ گوشه ای از اقدامات نهضت جنگل را بازگو کنیم در این فرصت از فیلم و نماهنگ و موسیقی گرفته تا متن و مقاله و شعر استفادده میکنیم ، تا شاید رضایت خاطر شما مخاطب محترم را بدست آوریم .همینجا اشاره میکنم که غالب مستندات این وبلاگ مربوط به کتاب سردار جنگل نوشته ی استاد ابراهیم فخرایی ست .قبلاً در بلاگفا با همین نام وبلاگی داشتم ، آرشیوی که اینجا مشاهده میکنید متعلق به همان وبلاگ است. در راه اندازی اینجا برادر ارجمندم محمّد جواد کمک و راهنمایی های بسیار نمود . از او نیز بسیار سپاسگزارم . دست کمک و یاری به سوی شما دراز می کنم ، به خصوص اینکه این وبلاگ هنوز اشکالاتی دارد و کامل نیست . از این اینکه وقت نازنینتان را در وبلاگ ما سپری می کنید بی نهایت سپاسگزاریم .

مکاتبه با مدیریت وبلاگ : kochakejangali@gmail.com

بهمن ۱۳۸۸
ش ی د س چ پ ج
« دی    
 ۱۲
۳۴۵۶۷۸۹
۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴۱۵۱۶
۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱۲۲۲۳
۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸۲۹۳۰

RSS وبلاگ ترمه

  • چشم هایت ...
    یک اتفاقآن هم از نوع ساده اشمرا با چشمهایت آشنا کردانگار دیگر اتفاق هامواظب هستنددیگر نمی افتندتا دوباره چشم هایت راببینم !شعر از :فائزه سعیدی […]
  • اگر زینب نبود ...
    سرّنی در نینوا می ماند اگر زینب نبودکربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبودچهره سرخ حقیقت بعد از آن توفان رنگپشت ابری از ریا می ماند اگر زینب نبودچشمه فریاد مظلومیت لب تشنگاندر کویر تفته جا می ماند اگر زینب نبودزخمه زخمی ترین فریاد، در چنگ سکوتاز طراز نغمه وا می ماند اگر زینب نبوددر طلوع داغ اصغر، استخوان اشک سرخدر گلوی چشم ها می ماند اگر زینب نبودذوالجناح دادخ […]
  • سکوت
    فکر می کنم سکوت مهم ترین اصل تقوای گفتار است . ... […]
  • همه ی خوشه سومی ها
    خوشه سومی ها : خانواده ی من ، خانواده ی صادق محصولی، خانواده ی اکبر هاشمی رفسنجانی ، خانواده ی علی دایی ، خانواده ی محمود احمدی نژاد و شاید خانواده ی تو ... […]
  • نمی دونم ...
    نمی دونم چرا همیشه اونی که پشت خطه به من ترجیح داده میشه ... ؟ […]