پرش به محتوا

کوچک جنگلی

شرحی بر نهضت جنگل

حدود بیست روز پیش vahraz  اینجا کامنتی گذاشت و آدرس وبلاگ منشر کننده کتاب صوتی سردار جنگل نوشته ی ابراهیم فخرایی را برایم فرستاد . من البته همان روز آن فایل ها را دانلود کردم  و برخی از فایل ها را گوش کردم .  همانطور که از فایل ها مشخصه نسخه از کاست به ام پی تری تبدیل شده و کیفیت خیلی بالایی ندارد و لی از آنجا که این کتاب واقعا ارزشمند تقریباً دیگر در دسترس نیست ، این هم برای خود غنیمتی است . من قبلاً در همین سایت موفق شدم مقدمه و پنج فصل از کتاب سردار جنگل را برای دانلود بگذارم ولی متاسفانه بنا به دلایلی موفق به ادامه این کار و اتمام کتاب سردار جنگل نشدم . امیدوارم که روزی این کار را به اتمام بگذارم . در حال حاضر قصد دارم تا نسخه صوتی این کتاب را در این وبلاگ منتشر کنم . تا عزیزانی که برای مطالعه و تحقیق به این وبلاگ مراجعه می کنند این نسخه را نیز در آرشیو خود داشته باشند . ظاهرا اولین سایتی که اقدام به انتشار این کتاب نمود http://audiolib.ir بوده است . من البته فایل ها به صورت جزء تر در اختیار دوستان قرار میدهم .

http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%281%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%282%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%283%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%284%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%285%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%286%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%287%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%288%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%289%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%2810%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%2811%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%2812%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%2813%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%2814%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%2815%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%2816%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%2817%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%2818%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%2819%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%2820%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%2821%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%2822%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%2823%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%2824%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%2825%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%2826%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%2827%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%2828%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%2829%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%2830%29.mp3
http://kochakejangali.persiangig.com/audio/Sardare%20Jangal%20%2831%29.mp3

 

امروز هجدهم آذرماه مصادف است با سالروز درگذشت هنرمند گرامی زنده یاد علیرضا شوریده ،بیراه ندیدیم تا نماهنگی با صدای به یاد ماندنی آن مرحوم که برای میرزا کوچک خان اجرا شده آماده کنیم . یادش گرامی

در youtube نیز می توانید این نماهنگ را تماشا کنید . همچنین با کلیک بر روی لینک زیر می توانید مسقیماً از آدرس سایت کوچک جنگلی این نماهنگ را دانلود نمایید .

از برادرم محمد جواد شادمهربه جهت آماده کردن این نماهنگ متشکرم .

نیمه ی [ماه]قوس – دو ساعت از ظهر می گذرد مردم از هر طرف به سمت باغ سبزه میدان که در مرکز رشت واقع است در حرکت اند . هیاهوی غریبی بر پا است . مثل آنکه شهر را برچیده و اهالی را به یک طرف آن نقل داده اند .بادِ سردِ سوزناکی از خِلال شاخه های درختان گذشته و در اثر تموج خود صدای محزونی به سمع جمعیت می رساند. تماشاکنندگان همه در حالِ انتظار و روی هم رفته چهره ی آنها کدر و غمگین به نظر می رسد.
ابرهای سیاه کم کم آسمان را که با ابر سفید پوشیده شده بود در تحت لوای خود گرفته و بر تیرگی منظره می افزود . این روز یکی از روزهای اواسط برج قوس و روزی بس تیره و تاریک است . در خیابان ها که ازدحام مردم راه عبور و مرور را سد کرده از هر طرف غوغایی بلند است . گاهی تفنگدارهایی دیده می شوند که از ته خیابان سواره به سرعت آمده و می گذرند . گاهی قزاقهای سوار در حین عبور و مرور با زبان تعرض و دشنام به یک قسمت از جمعیت فشار آورده و آنها را از وسط خیابان به عقب می برند . زمانی با نوک شلاقهای خود سر و صورت بعضی ها را نواخته و گاهی نیز ته تفنگ ها را به سینه آنها آشنا می سازند . یک عده سوار بتاخت از منتهی الیه خیابان شرقیِ باغ پیدا شده به سمت بازار رفتند .
از هر جا زمزمه شنیده می شود مردم با یکدیگر برای دیدنِ سری که از تن جدا شده و می خواهند آن را واردِ شهر نمایند همهمه می کنند . عده ی دیگر در گوشه و کنار ایستاده این منظره ی رقت آور را نظاره و در زیر لب سخنی می گویند ؛صاحب سر که همین جمعیت روزی به سرش گل می ریختند و امروز انتظار تماشای آن را دارند مرحوم کوچک جنگلی است .کسی که قسمتِ اکثرِ زندگیِ خود را برای حفظ آزادی و خدمت به هموطنان به زحمت و مشقّت گذرانیده و متحمّل انواع صدمات گردید ودر آخرین دفعه بعد از عقب نشینی ممتد و عدم رغبت به جنگ، بالاخره و باتفاق رفیق خود گائوک به کوه پیمایی مشغول شد. تصادف با بوران و برف و طوفان گائوک را از پای درآورد و جسدش که هنوز رمقی در آن باقی بود روی برف افتاد . فقط کوچک خان باقی ماند ، او یکّه و تنها با قوایِ طبیعت مبارزه می کرد . گرسنه و برهنه و خسته و مانده متحیّر ایستاده نمی دانست چه بکند . نمی توانست حتی در این موقع رفیقِ نیمه جان خود را ترک کرده و به تنهایی رهسپار شود . ناچار گائوک را به دوش کشید و آنقدر رفت تا مغلوب و مسلوب الحرکة گردید .در این وقت چند نفر از مکاری ها از همان خط عبور می کردند ، به آنها برخورده و مرحوم کوچک خان را شناختند . یکی دو نفر به آبادی نزدیک شتافت و بقیه برای حال آوردنِ آن مرحوم کوشش می کردند اما تشنجاتِ مرگ کم کم  در اندامش پیدا بود و به اطراف نگاه های حسرت آمیز می نمود . مثل آنکه دیگر طاقت کشیدنِ بارِ زندگی را نداشت و این حیات که این همه مصائب برای او تهیه کرده در نظرش جلوه نمی کرد . می خواست زودتر خلاص شده و از این عالم رخت بربندد . باز هم در همین وقت عده ای از طالشها به معیت چند نفر قزاق که به تعاقب مشغول بودند به محل مذکور رسیدند و از واقعه مستحضر شدند و عوضِ آنکه کمک کرده آن مرحوم را نجات دهند تنها به امید انعام و جایزه و فرونشاندن آتش حرص و طمع سر را از قفا با تمام زنخ و یک قسمت لبِ زیرین از تن که هنوز قبض روح نشده بود جدا ساختند و چندی روی چوب گذاشتند و به مردم تماشا دادند و بالاخره تسلیم صاحب منصبان خود نموده و جایزه گرفتند و اینک امروز می خواهند آن را وارد شهر نمایند و نمونه ای از مدنیت و نجابت و مزایای اخلاقی ما را به معرض تماشا در آوردند .
بشر بی عاطفه برای منفعت موهوم خود از ارتکاب به هیچ نوع جنایتی روگردان نیست . آری امروز روزی است که سر مروحوم کوچک جنگلی وارد رشت می شود و آنهایی که سرمست باده ی فتوحات هستند می خواهند از تماشای آن لذتِ خود را تکمل و ضمناً عاقبت حق پرستی و حقیقت طلبی را به مردم ارائه کنند .
نوشته ی بالا قسمتی از صفحاتِ پایانیِ کتابِ ارزشمند تاریخ انقلاب جنگل(به روایت شاهدان عینی) تألیف مرحوم محمدعلی گیلک است . این نوشته نیز به روایت یکی از شاهدانِ عینی ماجرای روزهای میانی آذرماه ۱۳۰۰ است ؛ بی شک آن روزها برای گیلان و گیلانی روزهای سخت و تاریکی است . کشته شدنِ میرزا کوچک خان کشته شدنِ یک شخص نبود، بلکه زنده بگور شدن یک آرمان بود .آرمانی که برایش از چهارگوشه مملکت افراد با فرهنگ های گوناگون دور هم جمع شدند .فارغ از اینکه در میانه های راه برخی مانع تراشی ها باعث انحراف همان آرمان شد ولی میرزا کوچک خان هیچگاه از آرمانش فاصله نگرفت و لباس جنگلی اش را با درجه های پر زرق و برق حکومتی عوض نکرد .
میرزا مظلوم است ، چه آن موقع که سرش را از قفا بریدند و چه امروز که حتی در گیلان هم نام و یاد او محدود شده است به اوسط آذر ماه هر سال . راستش هر وقت آخرین نامه ی میرزا کوچک خان را می خوانم ، غم عالم در دلم جمع می شود و بیشتر به مظلومیت میرزا در زمان خودش پی می برم .میرزا کوچک خان شخصیتِ ویژه ای داشت .او در کنار اینکه شخصیت جهادی و بی پروایی داشت از طبع لطیف و حساسی برخوردار بود .میرزا کوچک خان هنوز برای ما ناشناخته است همانطور که نهضتی را که رهبری می کرد برای ما ناشناخته است .

آخرین نامه ی میرزا کوچک خان
هوالحق
لیله شنبه ۵ عقرب ۱۳۰۰
آقای میرآقا دام اقباله العالی
دوست عزیزم – در این موقع که پاره ای از دوستان ما امتحان بی وفایی خود را داده محرمانه و آشکار تسلیم دشمن شده و با مقاصد آنان همراهی می نمایند مراسله شما را زیارت کرده فوق العاده مسرور و خوشحال گردیدم . آری آقای من ، دوستان را باید در مواقع سخت باید امتحان نمود من از این مسئله مسرورم که رفقای همراه به هیچ وجه لغزشی در افکار آنها را نیافته و با کمال قوت قلب مصمم دفاع و فداکاری هستند . عجالتاً با رویه ای که دشمنان ما پیش گرفته اند و شما به خوبی مسبوق هستید شاید به طور موقت یا دائم توانستند موفقیت حاصل نمایند . ولی اتکای بنده و همراهان به خداوند دادگری است که در بسیاری از این اتفاقات ما را در پرتو توجهات خود محافظت کرده است . به جز خداوند به هیچکس مستظهر نبوده و امیدوارم که توجهات کامله اش شامل حال و یار و معین ما باشد . افسوس می خورم که رمدم ایران پس از محو ما خواهند فهمید ما که بودیم و چه میخواستیم و چه کردیم ؛ معروف است النعمة اذا فقدت عرفت .
مردم همه منتظرند روزگاری را ببینند که از جمعیت ما اثری به میان نباشد . پس از آنکه نتایج تلخی از سوءافکار و انتظار خود دیدند آنوقت دو دست ندامت به سر کوفته قدر هویت ما را می فهمند . بلی آقای من ، امروز دشمنان، ما را دزد و غارتگر خطاب می کنند در صورتی که هیچ قدمی جز در راه آسایش مردم و حفاظت مال و جان و ناموس آنها برنداشتیم . ما هر گونه اتهاماتی را که به ما نسبت می دهند می شنویم و حکمیت را به خداوند قادر و حاکم علی الاطلاق واگذار می کنیم . عجالتاً تحت تقدیرات الهی هستیم تا ببینیم کار ، به کجا منتهی خواهد گردید . در خاتمه سلامتی و دوام شما را از خداوند مسئلت داشته ادعیه خالصانه خود را تقدیم می دارد . [کوچک جنگلی]

توصیه می کنم این پست وبلاگ میرزا زاکان را بخوانید ،جناب محمدحسین.ن به نکات قابل تاملی اشاره نمودند .جناب رهنما نیز در کامنت همین مطلب به نکاتی اشاره فرمودندکه خیلی از ما از آن غافلیم |از مدیریت محترم سایت وزین ورگ نیز به خاطر لینک مطالب این وبلاگ متشکرم |متاسفانه در گیلان نیستم و نمی توانم  روز جمعه برای ادای احترام بر مزار میرزاکوچک حاضر شوم ، اما خواهش میکنم دوستانی که نزدیکترند حتما این کار را انجام دهند | عکس در سایز بزرگتر + + +

 

تقویم تطبیقی قیام نهضت جنگل –سال۱۲۹۴

 

ردیف

شمسی

قمری

میلادی

سالنامه

۱

اردیبهشت-خرداد ۱۲۹۴

ماه رجب ۱۳۳۳

مه – ژوئن ۱۹۱۵

روانه شدن میرزا کوچک خان به سوی رشت

۲

۲۱/مرداد/۱۲۹۴

جمعه اول شوال ۱۳۳۳

۱۳/اوت/ ۱۹۱۵

عزیمت میرزا به طرف جنگل تولم و استقرار مسلحانه هفت نفر در آن

۳

۳۰/مرداد/۱۲۹۴

یکشنبه ۱۰ شوال ۱۳۳۳

۲۲/اوت/۱۹۱۵

مراسله قنسولگری روس راجع به لزوم سرکوبی میرزا و همراهانش

۴

۰۲/مهر/۱۲۹۴

شنبه ۱۴ ذیقعده ۱۳۳۳

/۲۵ سپتامبر/ ۱۹۱۵

جنگ ماکلوان،شکست قزاق های روسی و ایرانی از جنگلی ها

*

۲۱/آبان/۱۲۹۴

یکشنبه ۶ محرم ۱۳۳۳

۱۴ نوامبر ۱۹۱۵

تعطیلی مجلس شورای ملی دوره سوم بر اثر تجاوز نیروهای بیگانه به ایران

*

۲۲/آبان/۱۲۹۴

دوشنبه ۷ محرم ۱۳۳۳

۱۵ /نوامبر/ ۱۹۱۵

مهاجرت رجال دینی و ملی و عده زیادی مردم از تهران به قم

*

۱۷/ آذر /۱۲۹۴

جمعه ۲ صفر ۱۳۳۴

۱۰/ دسامبر/ ۱۹۱۵

اشغال قم از طرف نیروهای روس

*

۰۹/ دی / ۱۲۹۴

جمعه ۲۳ صفر ۱۳۳۴

۳۱/ دسامبر/ ۱۹۱۵

تشکیل «حکومت موقت ملی» در کرمانشاه

۵

اواسط بهمن ۱۲۹۴

اوائل ربیع الثانی ۱۳۳۴

اوائل فوریه ۱۹۱۶

جنگ ماسوله و اولین شکست جنگلی ها از قزاقان روس

*

۱۱/اسفند/۱۲۹۴

چهارشنبه ۲۶ ربیع الثانی ۱۳۳۴

۰۱/ مارس/۱۹۱۶

تشکیل پلیس جنوب،ورود نظامیان انگلیس به جنوب ایران

 

تقویم تطبیقی قیام نهضت جنگل –سال۱۲۹۵

 

ردیف

شمسی

قمری

میلادی

سالنامه

۱

۱۶/اردیبهشت/۱۲۹۵

شنبه-۰۳/رجب/۱۳۳۴

۰۶/مه/۱۹۱۶

اعلام استعفای حشمت الدوله والاتبار (ابوالفتح) حاکم گیلان

۲

۲۶/اردیبهشت/۱۲۹۵

سه شنبه- ۱۳/رجب/۱۳۳۴

۱۶/مه/۱۹۱۶

اعلام انتصاب آصف الدوله به حکومت گیلان

۳

۰۴/مرداد/۱۲۹۵

چهارشنبه-۲۵/رمضان/۱۳۳۴

۲۶/ژانویه/۱۹۱۶

تلگراف دارایی رشت به وزارت مالیه برای تامین مخارج مبارزه با جنگلی ها

۴

۲۶/آبان/ ۱۲۹۵

جمعه-۰۷/محرم/۱۳۳۵

۱۷/نوامبر/۱۹۱۶

واقعه کسما-کشته شدن مفاخرالملک

۵

۲۲/دی/۱۲۹۵

جمعه-۱۷ /ربیع الاول /۱۳۳۵

۱۲/ژانویه/۱۹۱۷

تلگراف وزارت داخله، تهران به شفارود،امیر مقتدر

۶

۱۹/بهمن/۱۲۹۵

پنجشنبه-۱۵/ ربیع الثانی /۱۳۳۵

۰۸/فوریه/۱۹۱۷

سواد راپرت کارگذاری رشت

۷

۱۵/اسفند/۱۲۹۵

دوشنبه-۱۱/ جمادی الثانی/ ۱۳۳۵

۰۵/مارس/۱۹۱۷

مکتوب وزارت داخله به حکمران گیلان برای قلع و قمع جنگلها

 

 

 

تقویم تطبیقی قیام نهضت جنگل –سال۱۲۹۶

 

ردیف

شمسی

قمری

میلادی

سالنامه

۱

۲۰/خرداد/۱۲۹۶

یکشنبه-۱۹/شعبان/۱۳۳۵

۱۰/ژوئن/۱۹۱۷

انتشار نخستین شماره روزنامه جنگل

۲

۲۶/خرداد/۱۲۹۶

شنبه-۲۵/شعبان/۱۳۳۵

۱۶/ژوئن/۱۹۱۷

اعلام خبر دستگیری امین الدوله مالک قریه لشت نشاء

۳

۱/تیر/۱۲۹۶

جمعه-۲/رمضان/۱۳۳۵

۲۲/ژوئن/۱۹۱۷

زد و خورد طالش

۴

۲۷/تیر/۱۲۹۶

چهارشنبه-۲۸/رمضان/۱۳۳۵

۱۸/ژوئیه/۱۹۱۷

پایان جنگ طالش-ورود امیر مقتدر به فومن

۵

اواخر مرداد۱۲۹۶

اواخر شوال۱۳۳۵

اواسط اوت۱۹۱۷

ورود میرزا به خلخال

*

۱۵/آبان/۱۲۹۶

چهارشنبه-۲۰/محرم/۱۳۳۶

۷/نوامبر/۱۹۱۷

آغاز حکومت بلشویکی روسیه

۶

۱۸/آبان/۱۲۹۶

شنبه-۲۳/محرم/۱۳۳۶

۱۰/نوامبر/۱۹۱۷

عزل مفاخر الدوله

۷

۲۵/آبان/۱۲۹۶

شنبه-اول/صفر/۱۳۳۶

۱۷/نوامبر/۱۹۱۷

تعیین حاکم برای گیلان

۸

۱۷/آذر/۱۲۹۶

یکشنبه-۲۳/صفر/۱۳۳۶

۹/دسامبر/۱۹۱۷

کارگذاری و کفیل اداره حکومتی

۹

۱/دی/۱۲۹۶

یکشنبه-۸/ربیع الاول/۱۳۳۶

۲۳/دسامبر/۱۹۱۷

تعیین امیر عشایر خلخالی به حکمرانی رشت از طرف هیئت اتحاد اسلام

*

۲۳/دی/۱۲۹۶

دوشنبه-۳۰/ربیع الاول/۱۳۳۶

۱۴/ژانویه/۱۹۱۸

لغو کلیه قراردادهای سابق ایران و روسیه در پایان جنگ جهانی اول

۱۰

۴/بهمن/۱۲۹۶

پنجشنبه-۱۰/ربیع الثانی/۱۳۳۶

۲۴/ژانویه/۱۹۱۸

“قشون روس رجعت می کند”- قراردادهیئت اتحاد اسلام با قشون روس

۱۱

۱۷/بهمن/۱۲۹۶

چهارشنبه-۲۳/ربیع الثانی/۱۳۳۶

۶/فوریه/۱۹۱۷

تمنای کوچک جنگلی

۱۲

۲۹/اسفند/۱۲۹۶

چهار شنبه-۷/جمادی الثانی/۱۳۳۶

۲۰/مارس/۱۹۱۷

دستگیری قونسول انگلیس و رئیس بانک انگلیس در رشت

 

ادامه مطالعه …

» سهیلا عین اله‌زاده

گائوک (با نام مستعار هوشنگ) که به اشتباه تصور می‌رفت یکی از اسرای جنگی آلمانی بوده باشد که در واپسین مرحله جنگ اول به جنگلیان کمک می‌کردند، یک چهره سؤال برانگیز است. هویت وی، دلایلش برای پیوستن به جنگلیان و شیفتگی کامل وی نسبت به کوچک خان، هنوز در پرده اسرار باقی مانده است. تاریخ‌نگاران شوروی به شکل توجیه ناپذیری در مورد گائوک سکوت اختیار کرده‌اند. تنها منبع ایرانی که اطلاعاتی درباره او داده، یقیکیان است، که می‌گوید وی یک آلمانی از اتباع روسیه بود که چند سال در ژنرال کنسولگری امپراتوری روسیه در تهران شغل رایزنی داشت. مطابق یک یادداشت انگلیسیان، گائوک مسئول بایگانی سفارت بود و با یک زن یهودی زندگی می‌کرد. وی در ایام جنگ بر اثر ارتکاب به عملیات غیر قانونی (در دادن جواز واردات) از شغلش معزول، دستگیر و برای محاکمه به بادکوبه فرستاده می‌شود. بر اثر انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ وی به اتفاق زندانیان دیگر از زندان آزاد شد و به ایران مراجعت نمود و مدتی به تبلیغات بر ضد انگلیسی‌ها و به نفع عثمانی‌ها و آلمانی‌ها مشغول بود، ولی از طرف نظامیان انگلیسی توقیف و به هندوستان فرستاده شد و چون روسی بود، بدین جهت انگلیسی‌ها او را به ادسا فرستادند و به مقامات شوروی تحویل دادند.
در روسیه گائوک خود را به حزب اشتراکی نزدیک نمود و توانست دوباره وسایل آمدن خود به ایران را فراهم سازد. در روز ورود لشکریان سرخ به ایران (۲۰ ثور [اردیبهشت] ۱۲۹۹) گائوک نیز، به عنوان مترجم با رؤسای سرخ وارد ایران شده و در رشت به عضویت کمیته مرکزی انقلابی دولت شوروی ایران انتخاب می‌شود. اما ممکن است زود‌تر وارد شده باشد، چنانکه یک گزارش انگلیسیان از دستگیری زنی به نام نیومن (یا نویمن) در مه ۱۹۱۸ (اردیبهشت ۱۲۹۷) در انزلی خبر می‌داد که گفته می‌شد با گائوک در تماس بود. فقط سفارت فرانسه در تهران این هویت را برای گائوک تأئید کرده است.
موقعی که میرزا کوچک خان و [یاران] همدستانش از رشت خارج شده و در جنگلهای فومنات موضع گرفتند، گائوک از روس‌ها جدا و با میرزا کوچک خان متحد شد. وی که مترجم رسمی شده بود، مضمون سوسیالیستی نطقهای نمایندگان شوروی را در ترجمه‌های خود تبدیل به عقاید اتحاد اسلامی می‌نمود. وقتی که چندین بار گائوک مضمون نطقهای روس‌ها را غلط ترجمه می‌کند، روزی از میرزا کوچک خان می‌پرسند: «آیا می‌دانید که گائوک نطقهای روس‌ها را صحیح ترجمه نمی‌کند؟» میرزا در جواب می‌گوید: «شاید گائوک مترجم بدی باشد ولی عجالتآً وجود او لازم است و باید در این سمت بماند، زیرا هم رفقای من و روس‌ها به او اطمینان کامل داریم. او یگانه شخصی است که می‌تواند اتحاد جنگل با روس‌ها را نگه دارد». یکی از پیشوایان روسی، گوسف، رئیس چکا، درباره گائوک گفته بود: «می‌دانم که گائوک نطقهای رفقا را غلط ترجمه می‌کند، ولی عجالتآً وجود او برای پیشرفت کار در ایران لازم است. همین که دیدم وجود او زیان‌آور است وی را به روسیه عودت می‌دهم». بنا به گزارش‌ها، هوشنگ چنان «مجذوب شخصیت کوچک خان شد» که از بازگشت به روسیه خودداری کرد و در شمار یکی از محارم رهبر جنگلی درآمد. کوچک خان او و میر صالح مظفرزاده را در اوت ۱۹۲۰ (مرداد ۱۲۹۹) به مسکو فرستاد تا با لنین درباره اختلاف با رهبران حزب کمونیست ایران مذاکره کند. در آن هنگام گائوک شرح مذاکرات را هر روز یادداشت می‌کرد. وی از همراهی با کوچک خان دست نکشید و در جنگل ماند. و خودش و زنش و دخترش مسلمان شدند. وی تا واپسین لحظات در کنار کوچک خان ماند و همراه او بر اثر سرما یخ زد و جان سپرد. وی پس از انتخاب خود به عضویت شورای جمهوری انقلابی ایران، اسم خود را به هوشنگ تغییر داد. گائوک هر دو اسم را به کار می‌برد و گاهی خود را گائوک، گاهی هوشنک و گاهی نیز گائوک ـ هوشنگ معرفی می‌کرد.

منابع
۱. شاکری، خسرو. میلاد زخم: جنبش جنگل و جمهوری شوروی سوسیالیستی ایران، ترجمه شهریار خواجیان، تهران: نشر اختران، ۱۳۸۶.
۲. یقیکیان، گریگور. شوروی و جنبش جنگل: یادداشتهای یک شاهد عینی، به کوشش برزویه دهگان، [تهران]: نوین، ۱۳۶۳.

 

منبع ماهنامه الکترونیکی بهارستان